تحقیق مقاله حقوق جزای عمومی اسلام

قیمت: ۳۰,۰۰۰ تومان
۳۴,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله حقوق جزای عمومی اسلام

    مقدمه

     حقوق که واژه ای است عربی- جمع حق است. حق در لغت به معانی متعددی است که چه بسا جامع بین آن معانی به اعتبار معنای مصدری آن, ثبوت , یعنی وجود حقیقی, و به اعتبار معنای وصفی آن, ثابت, یعنی موجود حقیقی, می باشد.

    حق در اصطلاح حقوق اسلامی: توانائی خاصی است که برای کس یا کسانی نسبت به چیز یا کسی اعتبار شده و بمقتضای آن توانائی می تواند در آن چیز یا کس تصرفی نموده و یا بهره ای برگیرد. کسی که این تونائی برای او اعتبار شده صاحب حق ( یا ذوالحق یا من له الحق), و کسی که صاحب حق این توانائی را نسبت به او دارد من علیه الحق نامیده می شود.

    مثلاً حق قصاص توانائی ولی دم است نسبت به قاتل , می تواند اعدام او را از دادگاه بخواهد. همینطور: حق قذف حق تعزیر, حق دیه و غیره.

    حق پیوسته با تکلیف و وظیفه توام است, بدیهی است چنانچه کسی به گردن دیگری حقی دارد من علیه الحق موظف است به رعایت حق او کار یا کارهائی را انجام دهد, ملاحظه حق و الدین بر فرزند, حق فرزند و بر والدین, حق همسایه بر همسایه و سایر حقوق این حقیقت را بخوبی آشکار می سازد. بلکه نه تنها من علیه الحق است که در مقابل صاحب حق وظائفی دارد, خود صاحب حق هم بپاس توانائی که دارد وظائفی را که اجتماع و احیاناً قانون به عهده او گذاشته است باید انجام دهد, والدین باید در حضانت, تعلیم و تربیت, تهذیب اخلاق, تهیه و سائل معیشت و بطور کلی در تحویل یک فرد سالم و مفید به جامعه بکوشند, و حتی همه افراد جامعه وظیفه دارند حق صاحب حق را محترم بشمارند.

    و چون بین حق و احکام ترخیصی جامع قریبی وجود دارد که احیاناً ممکن است موجب اشتباه و عدم تمیز این دو از یکدیگر گردد, چنانکه در مورد حقوق, صاحبان حق می توانند کاری را انجام دهند و می توانند انجام ندهند د رمورد این احکام نیز انسان می تواند کاری را انجام دهد یا انجام ندهد, لذا در مقام فرق بین این دو, مناسب است در آغاز بطور مختصر حکم و احکام ترخیصی شناخته شود انگاه به فرق بین این دو اشاره می گردد.

    حکم چیست؟

    هر یک از مقرراتی را که شارع مقدس برای موضوعات مختلف وضع کرده است حکم شرعی گویند و جمع ان احکام شرعیه است مانند: لزوم اقامه حدود و تعزیرات نسبت به مجرمان و وجوب اجراء قصاص درباره جانیان.

    حکم تکلیفی و حکم وضعی

    حکم شرعی چنانچه مستقیماً به فعل یا ترک مکلفان تعلق گرفته باشد حکم تکلیفی نامیده می شوند مانند: وجوب نعقه عیال واجب النفقه و وجوب اجراء حدود و قصاص و حرمت تعطیل آنها. و چنانچه مستقیماً به فعل یا ترک مکلفان تعلق نگرفته باشد بلکه به شیء یا شخص تعلق گرفته باشد حکم وضعی نامیده می شود مانند: مالکیت شیء یا زوجیت شخص.

    اقسام حکم تکلیفی

    حکم تکلیفی بر پنج قسم است که احکتم پنجگانه تکلیفی ( احکام خمسه تکلیفیه) نامیده می شود. این احکام عبارت است از:

     

    وجوب- خواستن شارع مقدس کار یا ترک کاری را به نحوی که به هیچوجه به خودداری از آن کار یا انجام کاری که ترک آن خواسته شده است راضی نباشد وجوب نامیده می شود مانند: وجوب اجراء حدود حرمت- تنفر شدید شارع مقدس از کار و یا ترک کاری به نحوی که به هیچوجه به انجام آن کار و یا ترک راضی نباشد حرمت نامیده می شود مانند: حرمت غصب و دزدی و خودداری از اداء شهادت.

    استحجاب- خواستن شارع مقدس کار و یا ترک کاری را لیکن نه به اندازه وجوب بلکه به اندازه ای که از خود داری از ان نیز اراضی باشد استحجاب نامیده می شود مانند: خواستن دستگیری از بینوایان و توسعه بر عیال و غیر ذلک.

    گراهت- ناپسند داشتن شارع کار و یا ترک کاری را لیکن نه به اندازه حرمت بلکه به اندازه ای که از انجام کار و یا ترک نیز راضی باشد کراهت نامیده می شود مانند: کراهت کارهای جلف و سبک و خوردن گوشت برخی از حیوانات مانند : اسب و الاغ.

    اباحه- اذن شارع مقدس در فعل و ترک عملی را بطور متساوی بطوری که هیچیک را بر دیگری ترجیحی نباشد اباحه نامند مانند: خوردن, آشامیدن, رفت و آمد کردن و نشیت و برخواست نمودن در مواردی که شارع مقدس هیچیک از فعل و ترک این اعمال را بردیگری مزیت ننهاده است.

    دو حکم اول را از این جهت که در مورد انها از ناحیه شارع الزام به فعل یا ترک است حکمهای الزامی گویند و سه حکم دیگر را از این جهت که شارع مقدس در مورد آنها در فعل و ترک عمل رخصت داده است احکام ترخیصیه گویند. و به همین مناسب این سه حکم را اباحه بمعنای اعم گویند چنانکه قسم اخیر را که مورد آن, فعل و ترک کاملاً متساوی است اباحه بمعنای اخص گویند.

    موضوعاتی را که به آنها این احکام تعلق گرفته است به ترتیب: واجب, حرام, مستحب, مکروه و مباح گویند.

    فرق میان حق و حکم

    در احکام الزامیه گرچه از این جهت که اختیار وضع و رفع انها در دست شارع مقدس است می توان انها را حق الله نامید ولی از این جهت که مکلف در مورد آنها هیچگونه اختیاری ندارد: اگر حکم, وجوب است ملزم است متعلق آنرا انجام دهد و اگر حرمت است ملزم است آنرا انجام ندهد به هیچوجه بین آنها و حق اشتباهی رخ نخواهد داد.

    اما در مورد احکام ترخیصیه ( استحجاب, کراهت و اباحه) ممکن است گفته شود: اگر در مورد این احکام مکلف می تواند عمل را انجام دهد و می تواند ترک کند پس چه فرق است بین این احکام و حقوق, چنانکه در مورد ماکول مباح مثلاً مکلف می تواند انرا بخورد و یا نخورد در مورد حقوق, مثلاً: حق قصاص, ولی دم می تواند اعدام قاتل را از دادگاه بخواهد و یا نخواهد پس چرا یکی را اباحه و دیگری را حق می نامیم؟ آیا نمی توان هر دو را اباحه و یا هر دو را حق بنامیم؟ فرق بین آن دو چیست؟

    ممکن است در پاسخ گفته شود: درست است که حکم و حق دارای دو مفهوم متفاوتند ولی مصداق هر دو یکی است: اباحه مباحات را از این جهت که یکی از مقررات شرعیه است حکم و از این جهت که مکلف در مورد ان می تواند عملی را انجام دهد و می تواند ترک کند حق می نامیم همینطور حق القصاص را مثلا از این جهت که از مقررات شرعیه است حکم و از این جهت که ولی دم در مورد آن میتواند مطالبه قصاص کند و می تواند نکند حق می نامیم.

    دکتر عبدالرزاق سنهوری در مقام فرق بین حق و رخصت از فقه غربی ( حقوق غریبیان) نقل می کند: حق مصلحتی است دارای ارزش مالی که قانون از آن حمایت می کند ولی رخصت: توانائی واقعی بکاربردن یکی از آزادیهای عمومی است ( و بعبارت دیگر رخصت اباحه قانونی است درباره یکی از آزادیهای عمومی) وی معتقد است: بین این دو, مرحله متوسطی است که از رخصت بالاتر و از حق پائین تر است مثلاً: حق تملک, رخصت است و حق ملک, حق است و بین این دو, مرحله متوسطی است که آن حق شخص است که تملک کند (ملک لان یملک) مثلاً: اگر کسی به خریدن خانه ای تمایل پیدا کرد پیش از آن که از ناحیه بایع, ایجاب بیع صادر شود دارای حق عمومی تملک است نسبت به خانه یا چیز دیگر و این رخصت است. پس از آن که بایع, ایجاب بیع کرد و او هم قبول کرد ملکیت خانه تحقق می یابد, و این حق است ولی اگر بایع, ایجاب کرد اما او هنوز قبول نکرده است این مرحله , مرحله متوسط است(1).

    صرف نظر از صحت این فرق, شک نیست در این که در راه وصول به حقوق ناشی از عقود مراحلی وجود دارد که در سیر صعودی روبه کمال و در سیر نزولی روبه ضعف می رود ولی چرا حتی مرحله سوم را از این جهت که شارع انرا جعل کرده حکم ننامیم؟ و چرا مرحله اول را از این لحاظ که د رمورد آن , توانائی وصول به مرحله بالاتر حق ننامیم؟ جعل این اصطلاح چه تاثیر حقوقی دارد؟

    گروهی از دانشمندان حقوق اسلامی در مقام فرق بین حق و حکم گفته اند: حق یک نوع توانائی است که زمام اختیار آن در دست صاحب حق است: می تواند انرا ساقط کند, و احیاناً آنرا به دیگری منتقل کند, و چه بسا پس از فوت صاحب حق, خود به خود به ورثه او منتقل می شود. برخلاف حکم که جز حاکم کسی نم یتواند در آن دخل و تصرفی بنماید و به هیچ وجه قابل نقل و انتقال نمی باشد. مثلاً: ولی دم حق قصاص دارد یعنی می تواند از دادگاه, اعدام قاتل را بخواهد و می تواند نخواهد, علاوه بر این توانائی , توانائی دیگری هم دارد, می تواند از این توانائی خود صرف نظر کند یعنی قاتل را عفو کند, در این صورت حق او ساقط شده و دیگر نمی تواند از دادگاه اعدام قاتل را بخواهد. همینطور نسبت به نقل و انتقال این حق و بعضی از حقوق دیگر. اما اباحه مباحات که حکم شرعی است بر اینگونه نیست, زیرا درست است که انسان می تواند عمل مباح را انجام دهد یا ندهد ولی بدون شک نم یتواند اباحه آنرا از بین ببرد, تنها شارع مقدس است که می تواند حکم را ساقط کند و یا در او دخل و تصرفی بنماید, بنابراین در مورد حق, دو توانائی وجود دارد: یکی توانائی مکلف بر عملی که متعلق حق است مثلاً: قصاص , چه ولی دم می تواند اعدام قاتل را بخواهد یا نخواهد. دوم توانائی او بر اسقاط توانائی اول و یا احیاناً نقل و انتقال آن به دیگری , می تواند حق قصاص را ساقط کند, و یا احیاناً به دیگری نقل کند, و چنانچه فوت کند به وارثش منتقل خواهد شد. اما در مورد حکم, مثلاً اباحه مباح تنها, مکلف می تواند عمل مباح چون خوردن و آشامیدنی شیء مباح را انجام دهد یا ترک کند اما اسقاط یا نقل و انتقال آن به هیچوجه تحت قدرت مکلف نمی باشد تنها شارع مقدس است که میتواند چنین کند(1).

    در این نوع توانائی وجود دارد جای هیچگونه شبهه نیست ولی آیا هر دو, مجهول شارع نیست؟ پس چرا هر دو را حکم ننامیم؟ و آیا در مورد هر دو, مکلف نمی تواند عملی را انجام دهد یا ترک کند؟ پس چرا هر دو را حق ننامیم؟

  • فهرست تحقیق مقاله حقوق جزای عمومی اسلام

    فهرست:

     

    ندارد.
     

    منبع:

    (1)مصادر الحق, ج 1

    (1)در این باره رجوع شود به کتابهای مصباح الفقاهه ج 2 ص 47. نهج الفقاهه ص 2.حاشیه شیخ محمد حسین اصفهانی بر مکاسب ص 4. منیه الطالب ج 1 ص 42.

    1- سوره طلاق آیه 7 2- سوره اسراء آیه 15. 3- رسائل محشی چاپ تهران, اصول علمیه, ص 10 4- همان کتاب ص 15

    1- حقوق جزای عمومی, تالیف دکتر صانعی ج 1 ص 177

    1- حقوق جزای عمومی دکتر صانعی ج 1 ص 127 به بعد.

    1- مستمسک ج 6 ص 299 چاپ نجف, مطبعه الزهراء.

    (1)حقوق جزای عمومی تالیف دکتر سانعی ج 1 ص 114 به بعد

    (2) سوره بقره , ایه 179. (3) سوره مائده , آیه 33. (4) سوره مائده, آیه 28.

    1- سوره مائده آیه 1

    1- در این باب رجوع شود بکتب فقهی از جمله: تکمله المنهاج ج 1 ص 167 به بعد.

    2- وسائل الشیعه ج 18 باب 24 از ابواب حدود ص 336 شماره 4 چاپ بیروت, تکمله المنهاج ج 1 ص 168, پاورقی.

    3- وسائل الشیعه ج 18 باب 14 از ابواب حدود حدیث تکمله المنهاج ج 1 ص 167 پاورقی 2

    4- وسائل ج 18 ص 324 حدیث 2.

    1- تکمله المنهاج ج 1 ص 168 پاورقی. 2- وسائل الشیعه و تکمله المنهاج , مواضع مذکور. 3- تکمله المنهاج ج 1 ص 226 چاپ نجف, مطبعه الاداب 4- سوره نساء , آیه 22.

    1-مستصفی غزالیج2 ص 334, چاپ بولاق سال 1324ه . فواتح الرحموت, پاورقی مستصفی ج 2 ص 317 چاپ بولاق. ضمناً این دانسته شود که شیعه امامیه نیز سارق کفن را مستحق کیفر قطع ید می داند لیکت نه به دلیل قیاس بلکه به دلیل این که اولاً- سرقت بر آن صادق است. ثانیاً- روایاتی هم در این باره وارد است. شرح لمعه, ج 9 ص 225 چاپ نجف.

    1- رجوع شود به کتاب بحر الفوائد مرحوم آشتیانی ص 26 چاپ احمد تفرشی.

    1- رجوع شود به کتاب فرائد الاصول مرحول شیخ انصاری, محشی تهران ص 21.

    2-کتاب فرائدالاصول ص 21.

    1-مسئولیه الجنائیه فی الفقه الجعفری تالیف هاشم معروف حسنی ص 42.

    2- شرائع, قصاص چاپ تبریز سنگی بی شماره. المسئولیه الجزائیه فی الفقه الجعفری ص 187.

    3-ج2 ص 5 مساله 2.

    1- حقوق جزای عمومی تالیف دکتر صانعی ج 1 ص 261 به بعد.

    1- شرایع , آغاز قصاص.

    2-جواهرج 42 چاپ دارالکتب الاسلامیه, تهران ص 12. المسئولیه الجنائیه فی الفقه الجعفری ص 149.

    1- تکمله المنهاج ج 2 ص 9 مساله 10

    2-تکمله المنهاج ج2 ص 9 مساله 10

    1-حقوق جزای عمومی دکتر صانعی ص 276 تا 295.

    2- جواهر,کتاب حدود, حد سرقت. المسئولیه الجزائیه فی الفقه الجعفری ص 73 و 74.

    1- جواهر, کتاب حدود, حد سرقت. المسئولیه الجزائیه فی الفقه الجعفری ص 73 و 74.

    1- وسائل الشیعه, چاپ چهارم 1391 ه , ج 4 ص 711 ابواب نیت حدیث 2

    2-منبع مذکور حدیث1و4.

    3- مکاسب , عقد صبی و تکمله المنهاج ج 2 ص 196 پاورقی 3.

    4- خصال صدوق, چاپ تهران, متبه الصدوق 1398 ه , ص 417.

    1- حقوق جزای عمومی تالیف دکتر صانعی ج 1 ص 306 به بعد.

    2- المسئولیه الجزائیه فی الفقه الجعفری 274- 275.

    1-حقوق جزاءعمومی تالیف دکتر صانعی ج 2 ص 55 به بعد.

    1-جواهر, طلاق ج 32 ص 11- 14. مصباح الفقاهه (تقریرات درس خوئی ج 3 معامله مکره.

    1-سوره نساءآیه 29.

    2- احتیاج طبرسی ص 267. وسائل ج 3 چاپ افست بیروت ص 424 (باب سوم از ابواب مکان مصلی, حدیث 1).

    3- کافی , چاض تهران, آخوندی 1379 ه , ج 6 ص 127.

    4- خصال صدوق, چاپ تهران, مکتبه الصدوق, ص 417

    1- وسائل , باب 31 از ابواب امر و نهی, حدیث 1...

    2- تکمله المنهاج ج 2 ص 13 مساله 17.

    1- جواهر, کتای غصب, موجبات ضمان, مکاسب محشی تهران ص 251 حاشیه سید محمد کاظم طباطبائی بزدی

    1-سوره بقره آیه 173.

    1-حقوق جزای عمومی تالیف دکترصانعی ج 1 ص 304- 306.

    2- منبع سابق ص 311.

    3- منبع سابق ص 322.

    1- تکمله المنهاج ج 2 ص 3. 2- منبع سابق پاورقی 2. 3- منبع سابق ص 4 پاورقی 1.

    1- جواهر چاپ اسلامیه ج 42 (دیات) ص 3.

    2- تکمله المنهاج ج 2 ص 4 پاورقی 1

    3- جواهر چاپ تهران, اسلامیه ج 42 (دیات) ص 3و4

    5- تکمله المنهاج ج 2 ص 4 پاورقی 1.

    1- جواهری ج 42 (دیات ص 104 المسئولیه الجنائیه ص 133.

    1- جواهر , ج 42 (قصاص) ص 278. تکمله المنهاج ج 2 ص 123. المسئولیه الجنائیه ص 134. 2- منابع گذشته 3- المسئولیه الجنائیه ص 134.

    1- حقوق جزای عمومی تالیف دکتر صانعی ج 1 ص 271

    1- ماده173و 175 قانون مجازات عمومی.

    1-حقوق جزای عمومی تالیف دکتر صانعی ج 2 ص 76 تا 101

    1- تکمله المنهاج ج 2 ص 246.

    1- مرجع گذشته ج2 ص 10 و11 مساله 12 و 14.

    2- مرجع گذشته ج 2 ص 14 مساله 17

    3- المسئولیه الجنائیه ص 175. تکمله المنهاج ج 1 ص 163.

    4- درگذشته به این مساله اشاره شد.

    5- درگذشته اشاره شد.

    1- تکمله المنهاج ج 2 ص 258.

    2- تکمله المنهاج ج 1 ص 289 مساله 231, و ص 315 مساله 255 و مسائل دیگر از باب قصاص و دیات.

    1- سوره بقره آیه 45.

    2- سوره مائده , آیه 2.

    1- مصباح الفقاهه ج از 180 به بعد چاپ نجف سال 1374

    1-حقوق جزای عمومی تالیف دکترصانعی ج 2 ص 14 به بعد

    2- وسائل الشیعه ج 1 ص 32 حدیث 011 خصال ص 175.

    3- تکمله المنهاج ج 2 ص 75...

    4- جواهر و تکمله المنهاج, حدود ,حد سرقت.

    5- مراجع گذشته و حدود ریاض حد سرقت

    1- تکمله المنهاج ج 2 ص 75 به بعد. 2- مرجع گذشته. 

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت