تحقیق مقاله فتوت نامه سلطنتی

  • Code: # 3970

  • تعداد صفحات: 670
  • فرمت فایل: word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تحقیق مقاله تاریخ
قیمت: ۳۵,۰۰۰ تومان
۳۸,۰۰۰ تومان
دانلود فایل
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه تحقیق مقاله فتوت نامه سلطنتی

     

    فتوت در لغت عرب صفتی است که از کلمه < فتی=""> مشتق شده است همان‌گونه که رجولت از رجل و ابوّت از اب و اخوّت از اخ و امومت از امّ و انوثت از انثی و مانند آن. فتی نیز در لغت عرب، تازه جوان و کسی را گویند که پای در دوران جوانی نهاده و روزگار خوش شباب را آغاز کرده است. در فرهنگ‌ها فتوت به ضم اول و دوم و تشدید و فتح سوم را < جوان‌مردی="" و="" مردمی=""> معنی کرده‌اند (منتهی‌الارب) و فتَیٰ به فتح اول و الف کوتاه در آخر، به معنی جوان و جوان‌مرد نیکوخوی است. فتی به کسر اول جوانسال از هر چیز و فتاء بر وزن سماء جوانی و جوان شدن و جوان‌مردی نمودن است.

    این لغت معنی‌های دیگری نیز دارد از قبیل فتیان به فتح اول و دوم به معنی شب و روز، و فتیان به کسر اول نام قبیله‌ای از بجیله و مانند آن‌ها که اکنون از موضوع بحث ما بیرون است.

    در عصر جاهلی فتوت را مجازا" به معنی شجاعت و فتی را به معنی شجاع می‌گرفتند چنان‌که در شعر طرفه بن العبد آمده است :

    اذا القوم قالوا من فتی خلت اننی
     

    عنیت فلم اکسل ولم اتبلد
     

    و متمم بن نویره گفت :

    اذا القوم قالوا من فتی لعظیمه
     

    فما کلهم یدعی ولکنه الفتی
     

    از آن پس فتی را  به  معنی بخشنده به کار بردند، چنان که در شعر حطیأه آمده است:

    و ذاک فتی ان تأته فی صنیعه
     

    الی ماله لاتأته بشفیع
     

    بدین ترتیب در عصر جاهلی دو معنی مجازی برای لفظ فتی پدید آمده : شجاعت و سخاوت؛ و عرب این دو صفت را از تمام صفات پسندیده‌تر و ستوده‌تر می‌دانست. وقتی لفظ فتی بر سر زبان‌ها افتاد و بسیار کسان را  < فتی="">   خواندند، شاعران ممدوح خویش را برای مبالغه < فتی="" الفتیان="">  گفتند و نظایر چنین ترکیبی در عربی وجود داشت مانند اشجع الشجعان، اسخی اﻻسخیاء و نظایر آن‌هاTP[1]PT.

              مشتقات گوناگون  کلمه فتوت  ده بار  در قرآن کریم آمده است بدین شرح :  فتَیٰ (12/ 61) فَتَیان (12/ 36) فِتْیَه (18/13) اَلْفِتیَه (18/10) لِفَتیه (18/59-61) فتَیٰ (12/30)  لِفِتْیانِهِ (12/62) وَ فَتَیاتِکُم (4/29-24/33) .

              در تفسیر این آیت‌ها فَتَیٰات را کنیزان و پرستاران و فَتَیان و فِتْیان را غلامان و کارگزاران ترجمه کرده‌اند. لیکن فتَیٰ را جوان و جوان مرد و نیز شاگرد (در مورد اطلاق فَتی به یوشع بن نون خلیفه و مصاحب حضرت موسی علیه السلام) گفته و فِتْیَه (در مورد اصحاب کهف) را نیز جوان‌مردان ترجمه کرده‌اند. بنابراین در سراسر قرآن کریم، جز در دو سه مورد، یادی از جوان‌مرد و جوان‌مردی در تفسیر لفظ فتی نشده است و آن‌ها نیز یکی در مورد حضرت ابراهیم (ع) و دیگری در حق حضرت یوسف صدیق (ع) و سومی درباره اصحاب کهف است.

              در غزوه احد حضرت مولای متقیان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام فتی خوانده شده و آن‌چنان بود که رسول اکرم (ص) درفش را به علی سپرد و او با جمعی از یاران بزرگوار رسول روی به جنگ آوردند و چنین روایت شده است که چون در روز احد کار جنگ بالا گرفت و حمله و کشتار شدت یافت رسول اکرم (ص) در زیر عَلَم انصار نشست و علی را فرمود تا رایت اسلام را به پیش ببرد. علی چنین کرد و در میان صف‌ها ندا درداد < انا="" ابوالقصم=""> و چندان دلیرانه به مبارزه و مقاتله پرداخت که در حق او گفته شد : لا فَتی إلاّ عَلِیّ . این روایت را صاحب فردوس المجاهدین در کتاب خویش آورده است.

              ظاهراً  قسمت دوم این عبارت یعنی لا سَیْفَ إلاّ ذُوالْفقارِ مدتی بعد به قسمت اول افزوده شده است. علاءالدین علی دده‌سکتواری گفته است : < بعد="" ازآن، ="" هنگامی="" که="" وصایت="" حضرت="" رسول="" اکرم="" (ص)="" و="" وراثت="" شمشیر="" معروف="" به="" ذوالفقار="" علی="" علیه‌السلام="" را="" مسلم="" شد،="" نیکان="" علویان="" جمله="" لا="" سیف="" الاذوالفقار="" را="" نیز="" بدان="" افزودند.="" ذوالفقار="" نام="" شمشیری="" است="" که="" مقوقس="" آن="" را="" به="" رسول="" (ص)="" هدیه="" کرده="" بود="" و="" در="" بعضی="" اخبار="" آمده="" است="" که="" آن="" جزء="" غنیمت‌هایی="" بود="" که="" از="" قلعه="" خیبر="" به="" چنگ="" مسلمانان="">

    در عصر امویان اسم‌هایی به منظور تخصیص بر کلمه فتی افزوده شد و ترکیب‌هایی چون فتی الندی و فتی الطعان پدید آمد. نیز این کلمه را به قبیله افزودند (فتی القبیله)TP[3]PT  و افرادی با وصف فتی به صورت مضاف شهرت یافتند چون فتی العشیره ابوسلیمان خالدبن ولید مخزومی، و فتی العرب عبدالعزیزبن زراره کلابی که در عصر یزید بن معاویه به قصد جهاد به روم رفت و در آنجا بمرد، و فتی قریش ابوعیسی بن مصعب بن زبیر بن العوام، و فتی العسکر ابو عبداللّه محمدبن منصوربن زیاد غسّانی کاتب که دیوان لشکریان را در ایام هارون‌الرشید اداره می‌کرد و هارون وی را فتی العسکر لقب داد و نیز شیخ‌الفتیان فضیل بن عیاض، که بعد در باب کار و کردار او سخنی خواهیم داشت.

    این گونه صفات چندان در لغت عرب رواج و فزونی یافت که شاعران اگر می‌خواستند ممدوح خود را به فتوت نسبت دهند ناگزیر بودند به تمام آن صفت‌ها به‌صورتی کلی اشاره کنند. از این روزگار به بعد دیگر معنی حقیقی فتی فراموش شد و فقط مفهوم مجازی آن _ که هیچ‌گونه پیوندی با سن و سال نداشت _ در کارآمد؛ و شواهد این گونه استعمال نه چندان است که بتوان آن‌ها را در شمار آوردTP[4]PT.

    به‌طور خلاصه می‌توان گفت که در عصر اموی معنی فتوت وسعت یافت و جنبه‌های مختلف مردانگی و مروت را شامل شد. معاویه بن ابوسفیان در تعریف فتوت گفته است:  < فتوت="" آن="" است="" که="" دست="" برادرت="" را="" بر="" مال="" خویش="" گشاده="" داری="" و="" خود="" طمع="" در="" مال="" وی="" نکنی،="" و="" با="" او="" به="" انصاف="" رفتار="" کنی="" و="" از="" او="" انصاف="" نخواهی،="" و="" خود="" پیرو="" او="" باشی="" و="" پیروی="" از="" او="" چشم="" نداشته="" باشی="" و="" جفای="" او="" را="" برتابی="" و="" خود="" بدو="" جفا="" نکنی،="" و="" نیکویی="" اندک="" او="" را="" بسیار="" شماری="" و="" نیکویی‌های="" خود="" را="" بدو="" اندک="" دانیtp[5]pt.="">

    رکن اساسی این گونه فتوت ایثار بود و آن نخستین عنصر فتوت صوفیان، یعنی فتوتی است که مورد نظر ماست و از آن سخن خواهیم گفت. در صدر اسلام یکی از وظایفی که زاهدان و مسلمانان راستین برای خود می‌شناختند رفتن به  جهاد و جنگیدن در مرزهای اسلام بود و بسیاری از صوفیان متقدم بارها به غزای کافران رفته و بعضی از آنان در این راه به شهادت رسیده بودند. از آن پس صوفیان در خانقاه‌ها اقامت گزیدند و از جهاد اصغر به جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس اماره پرداختند. به همین سبب فتوت، که نخست مفهوم آن مترادف با شجاعت و بخشندگی بود، تغییر معنی داد و به ایثار، و برخاستن از سرهوای نفس و هوس‌های نفسانی و تخلق به اخلاق حسنه اطلاق شد. چنان‌که معروف کرخی در باب علامت‌های جوان مردان گفته است : < جوان‌مردان="" را="" سه="" نشانه="" است="" :="" وفای="" بی="" خلاف="" و="" مدح="" بی="" چشم‌داشتِ="" پاداش="" و="" بخشیدن="" بی="" سؤال.="">

    برای فتوت نیز، مانند تصوف، تعریفی جامع و مانع نمی‌توان یافت، و همان‌گونه که صوفیان هریک تصوف را به نوعی تعریف کرده‌اند و اگر در کتاب‌های صوفیان بنگریم می‌توانیم تعریف‌های بسیار متعدد از آن بیابیم، در مورد فتوت نیز حال بدین منوال است و صوفیان و جوان‌مردان و نویسندگان فتوت‌نامه‌ها و حتی صاحبان داستان‌های عوامانه در تعریف آن اختلاف دارند و هریک آن را به نوعی تعبیر و تفسیر کرده‌اند. ابوبکر محمدبن احمد شبهی که در حق وی گفته‌اند بیش از تمام مشایخ صوفیان جوان‌مرد بود، در باب فتوت گفته است : < فتوت="" نیکویی="" خلق="" و="" بذل="" معروف="" است.=""> جعفر خلدی گفت: فتوت کوچک شمردن خویش و بزرگ داشتن مسلمانان است. ابوعبداللّه بن احمد مغربی آن را چنین تعریف کرد : فتوت نیکویی خُلق است با کسی که بدو بغض داری و بخشیدن مال است به کسی که درنظر تو ناخوش آیند است و رفتار نیکو است با کسی که دل تو از او می‌رمد.

    شیخ ابوعبداللّه محمدبن ابی المکارم معروف به ابن معمار حنبلی بغدادی، که ظاهرا ً قدیم‌ترین کتاب فتوتی که در دست داریم از اوست، در کتاب خویش موسوم به کتاب الفتوه چنین گوید : < و="" اما="" در="" سنت،="" اخباری="" در="" باب="" فتوت="" وارد="" شده="" است="" و="" گزیده‌تر="" آن‌ها="" آن="" است="" که="" حضرت="" امام="" جعفر="" صادق="" (ع)="" آن="" را="" از="" پدرش="" و="" سرانجام="" از="" جدش="" روایت="" کرده="" است="" و="" گوید="" رسول="" خدا="" (ص)="" گفت:="" جوان‌مردان="" امت="" مرا="" ده="" علامت="" است.="" گفتند="" ای="" رسول="" خدا="" آن="" علامت‌ها="" کدام="" است؟ ="" فرمود:="" راست="" گویی="" و="" وفای="" به="" عهد="" و="" ادای="" امانت="" و="" ترک="" دروغ="" گویی="" و="" بخشودن="" بر="" یتیم="" و="" دست‌گیری="" سائل="" و="" بخشیدن="" آنچه="" رسیده="" است="" و="" بسیاری="" احسان="" و="" خواندن="" مهمان="" و="" سر="" همه="" آن‌ها="" حیاستtp[6]pt.="">

    این حدیث از آن جهت نیز اهمیت دارد که راوی و ناقل آن مردی حنبلی است و گفته او برای پیروان مذهب سنت نیز سندیت دارد. از حسن بصری روایت کرده‌اند که گفت : < در="" این="" آیت="" مفهوم="" فتوت="" جمع="" آمده="" است.="" قَوْلُهُ="" تَعالی="" : ="" إنَّ="" اللّهَ="" یَأمُرُ="" بِالْعَدْلِ="" والإحْسانِ="" وَ="" ایتآیء="" ذِی="" الْقُرْبی="" وَ="" یَنْهی="" عَن="" الْفَحْشآء="" والمُنْکَرِ="" والْبَغْیِ="" یَعِظُکُمْ="" لَعَلَّکُمْ="" تَذَکّرُونَ.tp[7]pt="">

    از این‌گونه تعریف‌ها و اظهارنظرها بیش از آن می‌توان یافت که یاد کردن تمام آن‌ها در این مقدمه بگنجد. اغلب این قول‌ها در کتاب الفتوه الصوفیه از ابوعبدالرحمن سلمی نیشابوری و کتاب طبقات الصوفیه هم از او و در رساله قشیریه از امام ابوالقاسم قشیری مندرج است و خواهندگان می‌توانند بدین مآخذ مراجعه کنند. اما از مطالعه تمام آن‌ها چنین مفهوم می‌شود که فتوت از همان آغاز کار به صورت مذهبی از مذاهب تصوف درآمدTP[8]PT، چنان که در هنگام توصیف صوفیان بزرگ می‌گفتند وی در میان صوفیان نیکوترین طریق فتوت را داشت؛ و یا وی دارای فتوتی کامل بود ؛ و همچنان که صوفیان برای خرقه و مرقع خود سند دارند، جوان‌مردان نیز برای فتوت خویش و شعار آن (که سراویل یا تنبان یا کسوت نامیده می‌شود) اسنادی ایجاد کردند و تمام این سلسله سندها _ بدون استثنا _ حاکی از آن بود که فتوت و مبدأ عملی آن از سیرت و رفتار حضرت امام علی بن ابی‌طالب (ع) گرفته شده است.

    بحث در باب مدارک علمی و معتبر و قدیم فتوت را با آنچه در تفسیرها آمده است پایان می‌دهیم و به گفتگو در باب سیر و تحول آن می‌پردازیم :

    در کشف‌الاسرار و عده ‌الابرار اثر ابوالفضل رشیدالدین میبدی (تألیف شده در سال 520  ه . ق . )  در تفسیر این آیت کریم : نَحْنُ نَقُصّ عَلَیْکَ نَبَأهُمْ بِالْحَقِ إنّهُمْ فِتْیَه اٰمَنُوا بِرَبِّهِمْ (18/13) در نوبت ثانی آمده است :  إنّهُمْ فِتْیَه حَکَمَ اللّهُ لَهُمْ بِالفُتُوَّه ِ حینَ اٰمَنُوا بِلا واسِطَه ٍ کَذلِکَ قالَ بَعْضُهُمْ رَأسُ  الفُتُوَّه ِ الایمانTP[9]PT . یعنی : حکم کرد خداوند در حق ایشان به فتوت، هنگامی که ایشان بی‌ هیچ میانجی ایمان آوردند، از آن روی گفته‌اند سرِ جوان‌مردی، ایمان است. و در < النوبه="" الثالثه="">  بدان افزاید :  < اینت="" شرف="" بزرگوار="" و="" کرامت="" تمام="" و="" نواخت="" بی‌نهایت="" که="" رب‌العالمین="" بر="" اصحاب="" کهف="" نهاد="" که="" ایشان="" را="" جوان‌مردان="" خواند.="" گفت="" :="" إنّهُمْ="" فِتْیَه="" با="" ایشان="" همان="" کرامت="" کرد="" که="" با="" خلیل="" خویش="" ابراهیم="" (ع)="" که="" او="" را="" جوان="" مرد،="" خواند:="" قالوا="" سَمِعْنا="" فَتی="" یَذْکُرُهُم="" یُقالُ="" لَهُ="" إبْراهیم="" (21="" 60)="" و="" یوشع="" بن="" نون="" را="" گفت="" :="" و="" إذ="" قالَ="" مُوسی="" لِفَتیه="" (18="" 60)="" و="" یوسف="" صدیق="" را="" گفت="" تُراوِدُ="" فَتیها="" (13="" 30)="">

    و سیرت و طریقت جوان‌مردان آن است که مصطفی (ص) با علی (ع) گفت: یا علی جوان‌مرد راست‌گوی بود؛ وفادار و امانت‌گزار و رحیم دل، درویش‌دار و پر عطا و مهمان‌نواز و نیکوکار و شرمگین.

    و گفته‌اند سرور همه جوان‌مردان یوسف صدیق بود علیه‌السلام که از برادران به وی رسید آنچه رسید از انواع بلیات، آن‌گه چون بر ایشان دست یافت گفت : لا تَثْریب َ علَیْکُمُ الْیَوْمَ (12 / 92 ) .

    و در خبر است که رسول (ص) نشسته بود. سائلی برخاست و سؤال کرد، رسول (ص) روی سوی یاران کرد و گفت: با وی جوان‌مردی کنید. علی (ع) برخاست و رفت؛ چون باز آمد یک دینار داشت و پنج درم و یک قرص طعام. رسول (ص) گفت: یا علی، این چه حال است؟ گفت: یا رسول اللّه ، چون سائل سوال کرد بر دلم بگذشت که او را قرصی دهم؛ باز در دلم آمد که پنج درم به وی دهم؛ باز به خاطرم فراز آمد و بر دلم بگذشت نکنم. رسول (ص)  گفت : <لا فتی="" الا="" علی=""> جوان‌مرد نیست مگر علیTP[10]PT.

    در این تفسیر در جاهای دیگر که کلمه فتی آمده، ذکری از فتوت و جوان‌مردی نشده است. اما علت این که میبدی در کشف‌الاسرار نسبه با تفصیل بیش‌تر از فتی و فتوت گفتگو کرده، همانا مشرب تصوف اوست، که بدین گونه گفتارها متمایل بوده؛ ورنه سخن شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر خویش، در موقع بحث از همین آیت، بسیار مختصرتر است. وی گوید :

    < ایشان="" جوان‌مردانی="" بودند="" که="" به="" خدا="" ایمان="" آوردند،="" از="" آن‌جا="" گفتند="" که="" اصل="" جوان‌مردی="" ایمان="" به="" خداست.="" اگر="" آن="" را="" که="" از="" سر="" کفر="" ایمان="" آرد="" او="" را="" جوان‌مردی="" رسد،="" آن="" را="" که="" ایمان="" آرد="" لاعن="" کفر="" لاجرم="" چنان‌که="" در="" ایمان="" رجحان="" هست="" در="" فتوتtp[11]pt="" آن="" رجحان="" دادند="" او="" را="" که="" از="" همه="" جهان="" نفی="" کردند="" و="" او="" را="" اثبات،="" برزبان="" جبرئیل،="" که="" لا="" سیف="" الا="" ذوالفقار="" و="" لا="" فتی="" الا="" علیtp[12]pt.="">

    درباره فتوت در منابع معتبر و عالمانه دینی و مذهبی بیش  از این گفتاری نمی‌توان یافت و هر تفسیری را که بنگریم، کم و بیش همین اندازه (یا کم‌تر) در باب فتوت بحث کرده‌اند ؛ و هرچه تفسیر قدیم‌تر باشد بحث آن در این باب کوتاه‌تر است. بنابراین اطلاعات مربوط به فتوت را نخست در کتاب‌های صوفیان، و سپس در فتوت‌نامه‌ها و داستان‌های عوامانه‌ای که با شور و اشتیاق و صمیمیت تمام، جنبه‌های مثبت این مسلک را ستوده‌اند باید یافت. اما بیش از آن که در این  باب به جستجو در مدارکی که یاد شد بپردازیم، باید گفت که در شعر فارسی جای جای به اجمال تمام جوان‌مردی مورد ستایش گویندگان قرار گرفته است :

    جوان‌مردی از کارها بهتر است                         جوان‌مردی از خوی پیغمبر است

    (عنصری)

    جوان‌مردی و راستی پیشه کن                            همه نیکویی اندر اندیشه کن

    (فردوسی)

    گویندگان و نویسندگان صوفی مشرب نیزگاه به همین شیوه جوان‌مردی را می‌ستایند:

    جوان‌مرد باشی دو گیتی تو راست                   دو گیتی بود بر جوان‌مرد راست

    جوان‌مرد اگر راست خواهی ولی است                 کرم پیشه شاه مردان علی است

    (سعدی)

    و گاه به تفسیر آن می‌پردازند. مانند تفسیری که شیخ ابوسعید ابوالخیر، برای کارگر حمام از جوان‌مردی کرده و عطار آن را به نظم آورده است :

     بوسعید مهنه در حمام بود                        قائمش کافتاد ، مردی خام بود

     شوخ شیخ آورد تا بازوی او                       جمع کرد آن جمله پیش روی او

  • فهرست تحقیق مقاله فتوت نامه سلطنتی

    فهرست:

    فهرست مطالب

     

    عنوان

    صفحه

    TUمقدمه مصححUT   . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    3

    TUمقدمه مؤلفUT   . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    103

    TUباب اول : UT

    در بیان منبع و مظهر فتوت و معنی طریقت و تصوف . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    114

    TUباب دوم :UT

    در بیان پیر و مرید و آنچه تعلق بدان دارد . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    149

    TUباب سوم :UT

    در بیان نقیب و استاد شدّ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    171

    TUباب چهارم UT:

    در بیان خرقه و سایر لباسهای اهل فقر . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    219

    TUباب پنجمUT :

    در آداب اهل طریق . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    266

    TUباب ششمUT :

    در شرح حال ارباب معرکه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    334

    TUباب هفتمUT :

    در بیان اهل قبضه و حالات ایشان . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  .

    414

     

    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت